سبک چهارم : مصطفی اسماعیل(1979_1916م.)

 نقشی که این استاد مسلم و نابغه لحن درباروری تلاوت نوین در مصر و عالم قرائت از خود بروز داده و تاثیر فراراوانی که بر شیوه های مختلف تلاوت در عصر خود و پس از آن گذارده است جایگاه بسیار ممتازی را در این هنر برای او به ارمغان آورده و او را تا اندازه یک مجدد بزرگ در لحن تلاوت بالا برده است. نبوغ و قدرت خارق العاده ایشان در لحن به حدی است که با وجود نقیصه ذاتی که در قرار صدای او وجود دارد شنونده را آن چنان مسحور روح تحزن خود و تصویر معانی آیات قرار می دهد که هرگز چنین کمبودی را احساس نمی نماید. درواقع او بیش از آن که از صوت خود و عناصر موجو در آن برای تاثیر گذاری بر مخاطب بهره جوید با خلق الحان مختلف و متناسب با معنا آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. این ضعف در قرار صوت از جمله ایراداتی است که منتقدان وی بر او وارد می سازند و معتقدند ایشان در شروع تلاوت از نوعی فریب شنوایی استفاده می کند و به همین دلیل است که در بسیاری از موارد در همان استعاذه و بسمله به قدری پایین آغاز می کند که صدا از گوش شنوندگان قطع می گردد. با این وجود به نظر برخی همین صحیح شروع است که وی را در استفاده از ظرفیت های لحنی تمامی مقامات و خلق درجات مختلف یک مقام توانا ساخته است. از دیگر انتقاداتی که به مانند شعیشع بر وی وارد ساخته اند این است که ایشان را متهم به زیاده روی های ارادی در هنر تلاوت -یعنی ترجیح دادن جنبه های موسیقی بر اصول تلاوت نظیر تجوید- نموده اند. اما خود او در پاسخ به این اتهام گفته است:"خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و ما برای این که قرآن را به شکلی عرضه کنیم و به سمع مردم برسانیم که مورد پسند و خوشایند آنان قرار گیرد ناگزیریم از تاکتیک انغام و مقامات استفاده کنیم تا در هنر تلاوت جنبه های جمال و زیبایی را همراه با ارزش های رسایی و سرودنی صوت با روحی توام با خشوع و خضوع که به معانی عظیم قرآنی توجه دارد بروز دهیم." او در زمانی طلوع کرد که جهان تلاوت با فقدان و رحلت رفعت و شعشاعی و بیماری حنجره و گرفتگی صدای شعیشع مواجه بود و در چنین دورانی همچون خورشیدی تابناک درخشید و پرچمدار هنر تلاوت در مصر گردید.

 تحلیل تلاوت:

 1-صدای ایشان را باید صدایی با انعطاف پذیری بالا و تحریردهی بسیار خوب اما با قوت متوسط و طنین نه چندان قابل توجه دانست. مساحت صدای وی در حدود دو اکتاو و به اندازه ای است که برای تکمیل الحان و ردیف های خود نیاز  دارد.
  2- قدرت خارق العاده وی  در بیان معانی و تصویر گری آیات -به طور عام- و به ویژه در قصص قرآنی به گونه ای است که مخاطب، تصویری کاملا روشن همراه با روایتی بسیار ماهرانه از داستان را در مقابل خود احساس می کند.
 3-دنبال کردن بک خط بیانی مشخص در تلاوت که هم توجه به معانی و القای مفاهیم را در دستور کار خود قرار داده و هم به کمال جنبه های موسیقیایی تلاوت نظر دارد و ویژگی دیگر تلاوت اوست . در حقیقت، او شاید نخستین قاری از میان اسلاف قرائت باشد که موفق شده است این دوره را به شکلی شایسته همراه ساخته و هیچ کدام را فدای دیگری نسازد.
 4-ویژگی های مهم لحنی ایشان چنین است:
 -خلق و ابداع شیوه ای کاملا جدید و متمایز در بحن که مملو از ردیف ها و الحان بدیع و ترکیبات تازه ای است که تا آن زمان در تلاوت سابقه نداشته است؛
 -استفاده از روش صعود درجه به درجه صوت در مقام بیات تا جواب آن و سپس بازگشت به قرارصوت (فرود در بیات) و پس از آن انتقال به مقامات بعدی؛
 -مهارت شگرف در ایجاد مقام ها و الحان مختلف و انتطباق آن ها بر قرائات و روایات مختلاف همچون، حفص، ورش، حمزه، ابو عمرو، که نظیر آن در شیوه های دیگر با این کمال و زیبایی کمتر دیده می شود؛
 -زایندگی او در الحان به گونه ای است که در هر تلاوت وی می توان مطالب کاکلا جدید و تازه ای یافت؛
 -استفاده از تمامی مقامات عربی و ظرفیت های موجود در آن ها به شکلی کاملا مبسوط و گسترده و در تمامی طبقات صوتی؛
 -استفاده ویژه از مقام بیات و درجات مختلف آن در تلاوت که رنگ خاصی به تلاوت وی بخشیده است؛
 -به کارگیری ترکیبات جدید در تلاوت همچون ترکیب رست و سیکا در اوج، نهاوند و بیات در اوج، صبا و سیکا (بستانکار)، عجم عشیران و نهاوند ؛به کارگیری نغمه حجازکاردر مقدمه مقام حجاز و نغمه شوری در شروع تلاوت و نیز اوج بیات برای نخستین بار در تاریخ تلاوت؛
 از برجسته ترین آثار بر جای مانده از ایشان، تلاوتهای مختلف سوره بقره و سوره هایی نظیر آل عمران، یوسف، قصص، کهف، نمل، فرقان، مریم، اسرائ، قدر، نجم، قمر، رحمن، نازعات، شمس و حاقه می باشد.

/ 0 نظر / 14 بازدید