سجاد حاجی

 
نقش قیام عاشورا در تداوم و پویایی فرهنگ تشیع
نویسنده : سجاد حاجی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٩
 

نقش قیام عاشورا در تداوم و پویایی فرهنگ تشیع

 

عاشورای حسینی یکی از ماندگارترین و تاثیرگذارترین حوادث در طول تاریخ اسلام است. در این سال‌ها و قرن‌ها، جنگ‌ها، رویدادها و نهضت‌های خونین و پر سر و صدایی واقع شده اما هیچ یک از قدرت و توان کم رنگ ساختن قیام عاشورای حسینی برخوردار نبوده و یا در غبار زمان به فراموشی رفته‌اند و یا به تدریج فلسفه و ارزش تحلیلی خود را از دست داده‌اند. پس از چهارده قرن حسین همچنان به عنوان الگویی فرا مذهبی، فرا سرزمینی و فرا نژادی و عاشورا در جایگاه حادثه‌ای فرهنگ‌ساز، عبرت آموز و افشاگر خودنمایی می‌کند. حسین متعلق به همه ادیان آسمانی، همه آزادی خواهان و همه حق طلبانی است که در پویش راه رستگاری و آزاد مردی و تحقق اصول و منشورهای اخلاقی مشتاقانه در پی اسوه و نماد هستند. آن چه به قیام خونین عاشورا ماهیتی پویا، جاودان، انگیزشی و فرهنگ ساز عطا نموده، ویژگی‌ها و شاخص‌های بی‌بدیل آن است و همین ویژگی‌ها پیوند و وفاق همه جوامع انسانی را محقق کرده است. پیام‌ها و آموزه‌های نهضت عاشورا در همه اعصار و مکان‌ها بشریت را احاطه و او را فارغ از همه تعلقات به سوی خود جذب می‌کند. در این میان فرهنگ تشیع بیش از همه دسته‌ها، مذاهب و مکاتب وامدار و مدیون عاشوراست و در اصل شیعه رمز ماندگاری فرهنگ غنی و پویای خود را اتکا به آموزه‌ها و تجلیات عاشورا و انتظار موعود می‌داند. در پانزده قرنی که از حیات پربار اسلام می‌گذرد، شیعه و شیعه‌گری با کردار، پندار و رویکرد خویش از افراد و جریان‌های دیگر جدا بوده و سبک و سیاق فرهنگی برجسته‌ای در زمانه خود ابداع و ترویج کرده است. این تداوم، اتصال، پویایی و رونق در عاشورای حسینی ریشه دارد و اگر روزی شیعه خود را از عاشورای اصیل جدا کند، انقطاع و رکود فرهنگی را متحمل شده است. اما منشور فرهنگی تشیع که در طول تاریخ اسلام به آن مفتخر و متمایز بوده چیست و قیام خونین عاشورای حسینی و انتظار فرج امام عصر (عج) چه تاثیری در تکوین، رشد، تداوم و پویایی آنها داشته است. مقاله حاضر بر آن است تا ضمن فهرست اصول فرهنگی تشیع، ارتباط این اصول را با عاشورا و انتظار باز نمایاند:

فرهنگ استبداد ستیزی و قیام

شیعه فرهنگ استبداد ستیزی و قیام در برابر ستم حاکمیت را از عاشورای حسینی آموخته است. حسین می‌توانست در برابر استبداد و بی عدالتی یزید، گوشه عافیت اختیار و چون بقیه مردم حجاز و عراق و شام دست بیعت به سوی خلیفه ناحق مسلمانان دراز کند و جان سالم به در برد. اما حسین کسی نبود که اصول اخلاقی را در پای منافع شخصی قربانی کند. امام به شیعیان فهماند که تحت هر شرایطی باید در مقابل استبداد و بی عدالتی حاکم ایستاد و در این راه همه ابزارهای مشروع را به خدمت گرفت. نگاهی ژرف ثابت می‌کند که حرکت امام حسین و خلق حماسه عاشورا بهترین راهکار مقابله با استبداد حاکم و تزویر و نفاقی بود که سراسر جهان اسلام را فرا گرفته بود: طبیعی است که نگاه به نهضت عاشورا به عنوان نهضتی در جهت کسب قدرت فقط در چارچوبی قابل پذیرش است که ما ماهیت دین را علاوه بر ارتباط با امر مقدس و ربوبیت، متضمن داعیه‌های اجتماعی و تلاش مستقیم برای ریشه‌کن کردن هر نوع گناه و فساد از راه‌های گوناگون همچون: به دست گرفتن قدرت و حاکمیت دینی، بدانیم. به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان یکی از اهداف امام حسین در قیام عاشورا براندازی نظام ستم پیشه حاکم بود. هر چند قیام عاشورا در ظاهر نظامی شکست خورد اما خون حسین و یارانش پایه‌های حکومت امویان را سست و در نهایت به فروپاشی حکومت بنی امیه منجر گردید. په حرکت حسین را به قول شریعتی: انقلاب، یا به اعتقاد مطهری تبلیغ و یا به نوشته صالحی نجف‌آبادی تلاش برای کسب قدرت از طریق براندازی بدانیم، قیام عاشورا فرهنگ استبداد ستیزی را در میان شیعیان نهادینه کرد. فرهنگی که به اعتقاد شیعیان تا ظهور امام زمان پایدار خواهد ماند. اکنون فرهنگ عاشورا و فرهنگ انتظار سازنده با هم عجین شده‌اند.

فرهنگ افشاگری و رسواسازی دستگاه ستم

استاد مطهری روی محور افشاگری نهضت عاشورا خیلی تاکید دارد: «یکی از وجوه و ابعاد آن، تبلیغ است. هم امتناع و تمرد و عصیان و سرپیچی است و هم جهاد است. هم امر به معروف و نهی از منکر است، هم اتمام حجت و تبلیغ. ابلاغ پیام اسلام و ندای اسلام است به جهان و جهانیان ...» جنگ تبلیغاتی نیاز به هماهنگی نیروها، مهارت، تاکتیک، جبهه‌گیری، تشکیلات، فرماندهی و انضباط دارد.» وی سپس شرایط چهارگانه موفقیت یک پیام را این گونه بر می‌شمارد: الف) غنا و قدرت محتوا ب) امکانات ج) متد تبلیغ د) صلاحیت فنی و اخلاقی پیام رسان. و البته قیام عاشورا تمامی این شرایط را دارا بود. برای همگان قابل فهم و درک بود. امکان‌ها و شرایط محیطی برای انتقال پیام مناسب و از همه مهمتر امام در جایگاه پیام رسان همه فضایل فنی و اخلاقی را در اختیار داشت. وی پیش از جنگ و حتی در حین جنگ والاترین پیام‌های اخلاقی را به گوش سپاه دشمن رساند. بیدادگری و جنایات دستگاه ستمگر فرمانروا را برای آنان افشا کرد و همین ارشاد‌ها و افشاگری‌ها در دورترین نقاط سرزمین‌های اسلامی پیچید. شیعه فرهنگ افشاگری و رسواسازی حکومت جور را از عاشورای حسینی اخذ کرده و معتقد است: عنصر تبلیغی قیام عاشورا باید موتور محرکه و الهام بخش همه قیام‌ها و اعتراض‌های سیاسی قرار گیرد تا هم اصل انتظار سازنده و راهگشا محقق شود و هم پیام‌های عاشورا زنده و پویا بماند. به همین دلیل حاکمان ظالم در طول تاریخ کوشیده‌اند وسایل، شرایط و امکان‌های تبلیغاتی شیعیان راستین را محدود، ناکارآمد و یا نابود سازند.

فرهنگ اخلاق محوری و احیای اصول اخلاقی

یکی از مهمترین اصول اخلاقی جریان عاشورا و قیام حسین (ع) که به طور اتفاقی در عصر کنونی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده، نفی ترور و پدیده تروریسم است. مسلم بن عقیل فرستاده امام حسین به کوفه فرصت هلاکت عبیداله ابن زیاد را در خانه میزبانش یافت اما پس از بازخواست میزبان گفت که: به فرموده پیامبر مرد با ایمان کسی را به ترور نمی‌کشد. یعنی نماینده حسین نمی‌خواست دعوت و رویکرد خوش را با نقض احکام مسلم اسلام مخدوش سازد. در حادثه عاشورا فضایل و مکارم انسانی موج می‌زند. مروت، ایثار و مساوات اسلامی حاکم است. در وقت تشنگی سپاه دشمن به آنان آب داده شد و حتی موقعی که شرایط مساعدی برای قتل «شمر» پیش آمد، امام مانع شده و فرمودند: ما هرگز شروع به جنگ نمی‌کنیم. ولو این که به نفع ما باشد. در سپاه امام برابری، ایثار و مساوات موج می‌زد. برده، آزاد، سیاه، سفید، هم قبیله و هم نسب در سپاه حسین از یک جایگاه برخوردار بودند و هیچ کس خود را از دیگری برتر نمی‌پنداشت. پیام اخلاقی عاشورا در این جمله امام حسین به سپاه دشمن خلاصه می‌شود: «اگر دین ندارید، در زندگی آزاده مرد باشید.» چه بسیار انسان‌هایی که آزادند اما آزاده نیستند. آزادگی محصول دینداری و دین باوری نیست. تاریخ افرادی را معرفی می‌کند که فارغ از اعتقادات مذهبی و تنها در چارچوب اصول و عواطف انسانی به یاری هم نوع شتافته و یا سرچشمه خدمات و تحولات اساسی شده و یا گهگاهی برای هدفی مهم جان خود را فدا کرده‌اند. توقع امام از سپاه دشمن، تسلیم در برابر ندای وجدان و آراستگی به گوهر آزادگی بود. به طور تقریب در همه جنگ‌ها و آشوب‌های تاریخ، هدف وسیله را توجیه کرده است. اما قیام عاشورا هیچ سنخیتی با این جنگ‌ها ندارد. حسین در جایگاه فرمانده سپاه اوج اخلاق‌گرایی را در میدانی که حق و باطل در برابر هم صف آرایی کرده بودند به نمایش گذاشت. چون پدر و جدش رعایت اصول و شعائر اخلاقی و دینی را به یارانش یادآور شد. خاطر نشان کرد که خواهان خونریزی نیست اما از مرگ نمی‌هراسد. از خشونت بیزار است ولی هرگز با ستمکاران بیعت نمی‌کند. در میدان جنگ به نماز ایستاد تا نشان دهد که ستون دین را بهتر از همه می‌شناسد. از هر فرصتی برای انذار سپاه شام و عراق و تبیین مفاهیم والای اسلامی و انسانی سود برد. هر چند پندهای ایشان در دل سنگ آنان اثر نکرد با این حال رویکرد اخلاقی حسین درسی ماندگار برای تاریخ بشریت به یادگار نهاد.

واقعه عاشورا دستاوردهای عظیمی در دو عرصه: اندیشه و عینیت اخلاق انسانی – اسلامی داشته است. حضور و جریان تعالیم عاشورا در حوزه تربیت انسانی و حرکت‌های اجتماعی در طول حیات اسلام از وجهه‌های گوناگون انسان شناسی، تربیتی، فرهنگی و سیاسی قابل اندیشه است در عاشورا عنصر ایثار و فداکاری حضور قطعی دارد که این عنصر از نشانه‌های بارز عشق است و کار هر کس نیست. به هر حال عاشورا نمایشگاه اخلاق و احیای اصول اخلاقی است و می‌توان ناب‌ترین و زیباترین صحنه‌های اخلاقی را از دل این واقعه دردناک تاریخ بیرون کشید و به کار بست. شیعه واقعی این نکات و ریز‌بینی‌های اخلاقی را ادراک و در زندگی فردی و اجتماعی خویش کاربردی می‌سازد. قیام خونین عاشورا از این زاویه که اخلاق، معیار و میزان هر حرکت، جنبش، انقلاب و تحولی است، نقش فرهنگی ممتازی در تاریخ تشیع بر عهده داشته است. محوریت اخلاق در زندگی بستر ساز ظهور امام زمان است و به اعتقاد شیعه این محوریت باید تا عصر ظهور تداوم داشته باشد و تنها در این صورت می‌توان در شمار اصحاب ایشان قرار گرفت. عاشورا و انتظار فرهنگ اخلاق محوری را در تمام جایگاه‌های زندگی نهادینه کرده است.