سجاد حاجی

 
امر به معروف و امام حسین علیه السلام
نویسنده : سجاد حاجی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۳
 

امر به معروف و امام حسین علیه السلام
امر به معروف و نهى از منکر نشانه ى وجدان بیدار، سوز و تعهّد، عشق به مکتب ، حضور در صحنه و عشق به مردم است .
امر به معروف و نهى از منکر سبب دلگرمى نیکوکاران ، کنترل خلافکاران و حافظ حقوق مظلومان است .
جامعه ى بى تفاوت و ساکت ، جامعه ى مرده و بدون رشد است . حضرت لوط به مردمى که در برابر گناه ... (ادامه مطلب)


امر به معروف و امام حسین علیه السلام
امر به معروف و نهى از منکر نشانه ى وجدان بیدار، سوز و تعهّد، عشق به مکتب ، حضور در صحنه و عشق به مردم است .
امر به معروف و نهى از منکر سبب دلگرمى نیکوکاران ، کنترل خلافکاران و حافظ حقوق مظلومان است .
جامعه ى بى تفاوت و ساکت ، جامعه ى مرده و بدون رشد است . حضرت لوط به مردمى که در برابر گناه ساکت بودند فرمود اءلیس منکم رجل رشید(89) آیا یک انسان رشد یافته در میان شما نیست ؟
قرآن شرط بهترین امّت بودن را انجام امر به معروف و نهى از منکر مى داند؛ کنتم خیر اُمّة اُخرجت للناس ...(90)
آنگاه که قهر خداوند بر خلافکاران نازل شود، خداوند ناهیان از منکر را نجات مى دهد. وانجینا الذین ینهون عن السوء(91)
یکى از برکات نماز آن است که انسان را از منکرات باز مى دارد. اِنّ الصلوة تَنهى عن الفحشاء و المنکر(92)
آمرِ به معروف در پاداش انجام معروف شریک است .(93)
ترک امر به معروف سبب سلطه ى اشرار مى شود.
امر به معروف و نهى از منکر وظیفه ى تمام انبیا در طول تاریخ است . لقد بعثنا فى کل اُمّة رسولاً ان اعبدوا اللّه و اجتَنِبوا الطاغوت (94)
امام حسین علیه السلام درباره ى علّت قیام خود فرمودند: مگر نمى بینید که به حقّ عمل نمى شود و از باطل جلوگیرى نمى شود.(95) من بنا دارم (هر چند با شهادت و ریختن خونم باشد) امر به معروف و نهى از منکر کنم . انّى اُرید اءن آمر بالمعروف ...
آرى ، امر به معروف و نهى از منکر مراحلى دارد که در بعضى مراحل باید تا شهادت پیش رفت . چنانکه خون هاى مقدّسى در راه آن ریخته شده است . و یقتلون الذین یأ مرون بالقسط(96)
توجیهات نابجا
بعضى براى سکوت خود توجیهاتى دارند و کلماتى را مى گویند از قبیل :
کار از کار گذشته است .
با یک گل بهار نمى شود.
ما و او را در یک قبر نمى گذارند.
عیسى به دین خود، موسى به دین خود.
دیگران هستند، به ما چه ربطى دارد.
در زندگى شخصى افراد دخالت ممنوع است .
نانم قطع شده و مردم از من رنجیده مى شوند.
خجالت مى کشم و با او رودرواسى دارم .
ولى قیام امام حسین علیه السلام ثابت کرد که با یک حرکتِ خالصانه ، مى توان تاریخ را متحوّل کرد و با یک گل بهار مى شود.
ما باید با طاغوت ها مبارزه کنیم ، زیر پا و سُم اسب برویم ولى زیر بار زور نرویم . سر به نیزه دهیم ولى در برابر ظلم سر خم نکنیم و نباید تصوّر کنیم که آثار امر به معروف و نهى از منکر فورى است ، زیرا گاهى آثار یک کلام یا قیام و حرکت ، بعد از سال ها جلوه مى کند.
جلوه هاى قرآن در کربلا
قرآن بارها مى فرماید: به منطق و حقّ فکر کنید، نه به تعداد نفرات و تعبیراتى از قبیل : اکثرهم لا یعملون (97)، اکثرهم فاسقون (98)، اکثرهم کاذبون (99) را به کار برده است .
قرآن مى فرماید: هر گامى و کلامى باید بر اساس بصیرت باشد ادعوا الى اللّه على بصیرة اَنا و مَن اتّبعى (100) در امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل و اصحاب علیهم السلام روز عاشورا ده سخنرانى کوتاه براى موعظه و ارشاد مردم داشتند.
قرآن ، از ایثارگران تجلیل مى کند؛ و یؤ ثرون على انفسهم (101)، در کربلا جلوه هاى بسیارى از ایثار به چشم مى خورد که نمونه ى بارز آن ایثار حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است .
قرآن به عفو کردن و پذیرش عذر مردم سفارش مى کند که نمونه ى بارز آن در کربلا عفو و بخشش حرّبن یزید ریاحى است .
قرآن مى فرماید: و العاقبة للمتّقین (102)و و العاقبة للتقوى (103) در کربلا نام نیکى از دهها هزار جنایتکار نیست ، امّا نام 72 تن سرباز امام حسین علیه السلام همچنان زنده است .
قرآن مى فرماید: اى پیامبر! ما نامت را بلند داشتیم ؛ و رفعنا لک ذکرک (104)، در کربلا نام حسین علیه السلام براى همیشه بلند آوازه ماند.
قرآن مى فرماید: اُمرت لان اکون اوّل المسلمین (105) یعنى رهبر باید پیشگام باشد و در کربلا امام حسین علیه السلام فرزندش على اکبر علیه السلام را قبل از جوانان بنى هاشمى به میدان نبرد فرستاد.
قرآن مى فرماید: فاستقم کما اُمرتَ و مَن تابَ مَعَک (106) اى پیامبر! تو و یارانت استقامت بورزید، در کربلا بهترین جلوه هاى استقامت را در امام حسین و یارانش علیهم السلام مى بینیم .
قرآن به جاى نام بردن از افراد، ملاک ها و معیارها را بیان مى کند. مثلاً مى فرماید: مولاى شما کسى است که در رکوع نمازش انگشتر خود را به فقیر داد و در یک لحظه بین نماز و زکات را جمع کرد، و این مردمند که باید جستجو کرده مصداق آیه را پیدا کنند، در کربلا امام حسین علیه السلام نفرمود: من با یزید بیعت نمى کنم بلکه ، بلکه فرمود: مثلى لایبایع مثله یعنى خطِ ستیز حقّ و باطل در طول تاریخ بوده ، هست و خواهد بود.
قرآن مى فرماید: بدى هاى مردم را با خوبى جواب دهید؛ ویدرؤ ن بالحسنة السیئة (107)، در کربلا حُرّ راه را بر امام مى بندد، ولى امام حسین علیه السلام به تشنگان لشکر حُر و حتّى به اسب هاى آنها آب مى دهد.
قرآن پیروى از خدا و اولیاى الهى و وفادارى را سفارش مى کند، برخى یاران امام حسین علیه السلام که جان خود را براى نماز ظهر عاشورا سپر کرده و تیرها را به جان خریدند هنگامى که امام بعد از نماز و در لحظه آخر عمر آنان بالاى سرشان آمد آنها پرسیدند: آیا وفا کردیم ؟ گویا تا آن لحظه نسبت به وفادارى خود شک داشتند!
قرآن در بسیارى از آیات سفارش به توحید مى کند، جمله اى که امام حسین علیه السلام فرمود: لا معبود سواک بهترین جلوه ى این آیات است .
قرآن به نهى از منکر و غیرت دینى و دفاع از حریم سفارش مى کند، در کربلا آخرین جمله امام حسین علیه السلام در گودى قتلگاه به لشکر یزید این بود که به خیمه هاى من حمله نکنید و ناموس مرا پاس دارید و اگر دین ندارید لا اقل در دنیا آزاد مرد باشید!
قرآن به تسلیم و رضا در پیشگاه خدا سفارش مى کند، امام حسین علیه السلام نیز که روزى بر دوش پیامبراسلام صلّى اللّه علیه و آله و روزى زیر سُم اسبان ، در هر حال راضى و تسلیم خداوند است .