سجاد حاجی

 
سرگذشت های عبرت انگیز
نویسنده : سجاد حاجی - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۳
 

پیشگفتار 
درس عبرت از روزگار

یکى از امور سازنده و تکان دهنده و تحول بخش ، فراز و نشیبهاى تاریخ و عبرت گرفتن و پند گرفتن و پندگیرى از سرگذشتهاى آن است ، که براى همه لازم است وارد این کلاس عجیب شوند، و از درسهاى زندگى پرفراز و فرود گذشتگان عبرت بگیرند، چرا که تاریخ همواره تکرار مى شود، و روزى خواهد آمد که زندگى براى ما نیز براى آیندگان ، تاریخ مى گردد، و تاریخ مجموعه اى از تجربه ها، کامها و ناکامیها است ، و اصولا فلسفه تاریخ همین است که تجربه هاى آن را دریافت کنیم و در زندگى خود عبور دهیم ، که گفته اند عبرت از عبور است .
همان گونه که خون در رگهاى کالبد ما عبور مى کند و موجب ادامه حیات جسمى ما مى شود، فراز و نشیبهاى تاریخ نیز باید در رگهاى روح و روان ما عبور کنند و به ما حیات معنوى ببخشند.

مرد خردمند پسندیده را
عمر دو بایست در این روزگار
تا به یکى تجربه اندوختن
با دگرى تجربه بستن به کار

ولى باید گفت : عمر دیگر لازم نیست ، زیرا تاریخ ، عمر صد بار و هزار بار را به ما آموخته ، بنابراین ما به اندازه کافى در تاریخ داراى تجربه هستیم .
گویند: در عصر ابوریحان بیرونى دانشمند پرآوازه ایرانى ، مردم مى گفتند الماس داراى زهر است . مدتى بود شاگردان او همان حرف مردم را تکرار مى کردند، ولى ابوریحان مى گفت : الماس زهر ندارد، این موضوع جار و جنجال به راه انداخت ، سرانجام ابوریحان خواست با نشان دادن تجربه ، به آنها بفهماند که الماس زهر ندارد، تصمیم گرفت در اجتماع مردم مقدارى الماس را داخل نان نموده و به سگ بخوراند، مردم از هر سو اعتراض مى کردند، چرا سگ زبان بسته را مى کشى ؟ و فریاد مى زدند: الماس ، زهر دارد.
سرانجام ابوریحان بدون توجه به جوسازى مردم ، مقدارى زهر در میان نان ریخته ، در مقابل داد و فریاد مردم ، آن نان را به سگ داد، سگ آن را خورد، الماس همراه نان را بلعید.
ساعتها از این حادثه گذشت ، دیدند سگ مسموم نشد، و دریافتند که الماس داراى زهر نیست ، و به این ترتیب ابوریحان با نشان دادن تجربه ، به همگان فهمانید که الماس زهر ندارد، آرى باید از تجربه این گونه استفاده و باور کرد.
از این رو خدا در قرآن به پیامبرش مى فرماید:
فاقصص القصص لعلهم یتفکرون ؛ این سرگذشتها را براى انسانها بازگو کن ، شاید بیندیشد و بیدار شوند.(اعراف 176)
و امیرمؤمنان على علیه السلام مى فرماید:
و ان لکم فى القرون السّافة لعبرة ؛ همانا براى شما از سرگذشتهاى پیشینیان درسهاى مهمى است .(1)
و در سخن دیگر افسوس مى خورد که چرا بشر خیره سر از آن همه عبرتها عبرت نمى گیرد؟! و چرا عبرت گیرنده اندک است ؟ و مى فرماید:
ما اکثر العبر و اقل الاعتبار؛ درسهاى عبرت چه بسیارند، ولى عبرت گیرنده اندک است !.(2)
در این کتاب به فرازهایى از سرگذشتهاى آموزنده و عبرت آور تاریخ بخصوص تاریخ سازنده اسلام از آغاز تاکنون ، در 75 داستان ، پرداخته شده ، به امید آنکه همه ما از آموزندگیهاى این سرگذشتها بهره مند شویم .
قم : محمد محمدى اشتهاردى
آبان 1376

داستانها در مطالب آینده...